![]() |
![]() |
|
| بی عشقی عیب بزرگی است که دور از ما باد!! |
|
اينا تو رو ياد چي مي ندازه؟ آره مي دونم توهم ياد اون روزقشنگ مي افتي درست مث من مگه ميشه اون روزاي قشنگ از يادمون بره روزاي با هم بودن روزاي قشنگي كه دستامون تو دست هم بود و چشمامون فقط همديگه رو مي ديد . اما افسوس كه هميشه روزاي خوب خيلي كمن . هميشه روزگار با عاشقا بد تا مي كنه و نمي زاره عاشقا روزاي بيشتري رو با هم باشن .يادته هروقت كه بارون ميومد ميرفتيم زير بارون دستامونو مي گرفتيم زير بارون خدا رو قسمش ميداديم به اين بارون كه ماروازهم جدا نكنه .اگه حالا پيش هم نيستيم اگه ديگه بارونم با اومدنش مارو پيش هم نمي زاره تقصير كيه؟من يا تو ؟ نمي دونم حالا ديگه نمي خوام هيچوقت بارون بباره چونكه وقتي مي آد ديگه باورم مي شه نبودنت ديگه مطمئن مي شم كه ديگه پيش من نيستي .يادته هميشه هردومون ازاينكه يه روز بياد كه ماديگه باهم نباشيم وحشت داشتيم .هروقت بارون مي آد دلم مي خواد تا آخرش گريه كنم اسم تورو داد بزنم ازخدا بخوام كه تورو بهم بدهاما مي دونم تو ديگه نمي آي .چه بيكس شدم بعد تو هيچوقت نمي خوام اين باورم بشه كه ديگه نيستي تو كه هرچي مي گفتم نه نمي گفتي حالا چي شده؟ حالا انقده داد مي زنم ازت مي خوام كه بيايي منو تنها نزاري ولي انگار صدامو نمي شنوي. كجا رفتي كه انقد ازم دور شدي كه ديگه صدامو نمي شنوي.يادته اون روزي كه مي خواستي بري مسافرت انقده گريه كردي گفتي دوري منو نمي توني تحمل كني من گفتم كه فقط سه روزه تا چشم روهم بزاريم تموم شده .ولي تو بازم گريه كردي.ولي الان مي دوني چندوقته كه رفتي يه سال هم مي خواد تموم بشه ."سمیه" |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 آذر1385ساعت 15:13 توسط (¯`·.¸¸سميه و الهام¸¸.·´¯) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
به وبلاگ ما(سميه و الهام) خوش اومدين. ما متولد 21،24 خرداد 67 و دانشجوي كامپيوتر هستيم. این وبلاگ به مشارکت ما اداره میشه.مطالبي كه اسم خودمون رو در پايانش نوشتيم،نوشته هاي خودمونه. خوشحال می شیم مارو کمک کنید و نظرات خودتون رو به ما بگین تا استفاده کنیم. I shall tie all the eyes to the sun, all the hearts to love, all the shadows to water Sohrab Sepehri |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|