![]() |
![]() |
|
| بی عشقی عیب بزرگی است که دور از ما باد!! |
|
با ساحل تنهايي خويش
درابتداي راه، من در حضور تو، ساحل وجود خويش را كشف نمي كنم: ژرفاي تنهايي فرد خود را در مي نوردم. در آن اعماق ساحلي نيست، تو را نمي بينم. و مرز وجود خود را در غياب هر كس، در تنهايي، ترسيم مي كنم: آن هنگام كه نگاهم در افق كسي را مي جويد.. وهنوز هم تو را نمي بينم. كودكي كه در حاشيه ي چالاب قصري از خاك مي سازد را مي داني كه مي گويند فقير است؟ آنچه به ساحل همه ي درياهاي جهان اعتبار مي دهد، بستري است كه ژرفا را معني مي كند. در ميان راه،من، در بين جزر و مد، تو را مي جويم. چه جزيره اي باشي، كه در بر بگيرمت، چه سرزميني پهناور، كه موج هايم بر ساحلت بشكنند. مي خواهم با تمام ماهي ها،جلبك ها و خرچنگ هايم تو را ببينم. در ريگزارهاي سوزان و هموار و پست مي داني كه مي گويند گسترده است اقيانوسي به عمق يك سراب؟ آنچه به ژرفاي تمام درياهاي جهان اعتبار مي دهد، ساحلي است كه دريا را معني مي كند. دروغ است اين كه مي گويند زماني جهان اقيانوسي عظيم بوده است! از من بپرس تا بگويمت: ديگري،همواره، معناي ديگر تنهايي فرد بوده است، از ابتدا تا انتهاي راه...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 15:5 توسط (¯`·.¸¸سميه و الهام¸¸.·´¯) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
به وبلاگ ما(سميه و الهام) خوش اومدين. ما متولد 21،24 خرداد 67 و دانشجوي كامپيوتر هستيم. این وبلاگ به مشارکت ما اداره میشه.مطالبي كه اسم خودمون رو در پايانش نوشتيم،نوشته هاي خودمونه. خوشحال می شیم مارو کمک کنید و نظرات خودتون رو به ما بگین تا استفاده کنیم. I shall tie all the eyes to the sun, all the hearts to love, all the shadows to water Sohrab Sepehri |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|